قابل را نداشتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانسزاوار نبودنواژه قبلی: قابل رؤیتواژه بعدی: قابل رجوع