قابل قیاس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قابل قیاس . [ ب ِ ل ِ ] (ص مرکب ) قیاس کردنی . قیاس پذیر.
واژگان فارسی سره واژهدان
سنجیدنی، سنجشپذیر
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قابل قیاس . [ ب ِ ل ِ ] (ص مرکب ) قیاس کردنی . قیاس پذیر.
واژگان فارسی سره واژهدان
سنجیدنی، سنجشپذیر
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی