قابل پیش بینی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانپیش بینی کردنی، پیش بینی شدنیواژه قبلی: قابل پیرایشواژه بعدی: قابل کنترل