قابلمه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانکماجدان، دیگ خوراکپزی، دیگ، تابه، تابک، تابکواژه قبلی: قابل کنترلواژه بعدی: قابله