قادح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قادح . [ دِ ] (ع اِ) کبودی . (منتهی الارب ). ◄ سیاهی دندان . (مهذب الاسماء). خوردگی دندان و درخت . شکاف در چوب . (منتهی الارب ). ◄ کرم چوبخواره . (ناظم الاطباء). ◄ عیب . تباهی . فساد. ◄ (ص ) طعن زننده . عیب کننده . مضر. قدح کننده : اصرار بر صغیره قادح عدالت است .