قادر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداننیرومند، شایسته، توانمند، توانا بودن، توانا، آمادهمترادفها و واژههای مرتبطباقدرت، پرتوان، توانا، زورمند، قدر، قوی، مقتدر ≠ قاصر، ناتوانواژه قبلی: قاجاریهواژه بعدی: قادر به بودن