قارط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قارط. (اِخ ) ابن عتبةبن خالد. هم پیمان بنی زهره . عبدالرحمن بن عوف دختر او را به زنی گرفت . بخاری در تعلیقات نکاح از این داستان یاد کرده و گفته است که ابن سعد آن را در شرح حال عبدالرحمن آورده است . (الاصابة قسم اول ج ٥ ص ٢٢٤).