قارع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ر ِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- کوبنده در و مانند آن. ۲- فال زننده به قرعه.واژه قبلی: قارضواژه بعدی: قارعه