قاره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاره . [ رَ ] (اِخ ) (یوم قاره ) روزی است از روزهای تاریخی عرب . (معجم البلدان ). رجوع به «ذوقارة» و «قارة اهوی » شود.
قاره . [ رَ ] (اِخ )کوهی است به بحرین . (معجم البلدان ج ٧ ص ١١). ◄ دیهی است به بحرین . (ریحانة الادب ج ٣ ص ٢٥٦).
قاره . [ رَ ] (اِخ ) قلعه ای است نزدیکی اومه از بلاد سودان . (ریحانة الادب ج ٣ ص ٢٥٦).