قاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. قاری ء ] (اِفا.) خواننده، خوانندة قرآن.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. قاری ء ] (اِفا.) خواننده، خواننده قرآن.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
قاری . (اِخ ) حوفی علی بن ابراهیم بن سعید. عالم فاضل مفسر، قاری، نحوی، مکنی به ابوالحسن . از مشاهیر ادبا و مرجع استفاده ٔ اکثر فضلای عصر خود بود و از اوست : ١ - اعراب القرآن . ٢ - البرهان فی تفسیر القرآن . ٣ - علوم القرآن . ٤ - الموضح در نحو وی به سال ٤٣٠ یا ٤٣٦ هَ . ق . درگذشت . رجوع به ابن خلکان ج ١ ص ٣٦٠ و هدیة الاحباب ص ١٢٧ و معجم الادباء ص ٢٢١ و ریحانة الادب ج ١ ص ٣٥٤ شود.
قاری . (اِخ ) عمروبن عبداﷲ قاری خطمی ضریر (نابینا) از صحابه بوده و پیغمبر درباره ٔ او فرموده است : مارا نزد بینا ببرید که به وی پناه بریم (مراد صاحب ترجمه است که چشم دلش بینا بوده ). (الانساب سمعانی ).
قاری . (اِخ ) محمدبن محمدبن علی بن یوسف یا محمدبن محمدبن محمدبن محمدبن علی بن یوسف شافعی جزری دمشقی، ملقب به شمس الدین و مکنی به ابوالخیر و معروف به ابن جزری عالم فاضل، محدث، مورخ و از مشاهیر سده ٔ نهم است . وی به سیزده سالگی قرآن مجید را حفظ کرد. و پس از آنکه مقداری از وقت خود را صرف تحصیل حدیث کرد چیزی هم به مطالعه و قرائت قراآت مختلف پرداخته و هفت قسم از آنها را خوب فراگرفته و در ١٩سالگی به قاهره رفت و در سیزده قسم قرائت مهارت یافته پس به دمشق برگشته و فقه و حدیث خوانده و سپس برای خواندن بلاغت و اصول فقه بار دیگر به قاهره رفته است و از عده ای از مشایخ اجازه ٔ فتوی تحصیل کرده و به سال ٧٩٣ هَ . ق . به قضاء دمشق منصوب و به سال ٧٩٨ از طرف سلطان بایزید به مدرسی سمرقند نامزد گردید. وی در آنجا با سید شریف جرجانی ملاقات و سرانجام به شهرهائی مسافرتها کرد تادر آخر متصدی قضاء شیراز شد و به سال ٨٣٣ یا ٨٣٤ هَ. ق . در همان شهر درگذشت و در مدرسه ای که خود بنا کرده بود به خاک سپرده شد. از او است : ١- التاریخ . ٢-التمهید فی التجوید. ٣- الحصن الحصین من کلام سیدالمرسلین و آن کتابی است حاوی ادعیه و اوراد و اذکار وارده در احادیث و آثار که به سال ٧٩١ از تألیف آن فارغ شده و در قاهره چاپ شده است . خود شرحی بر این کتاب نوشته و آن را مفتاح الحصن نام کرده و نیز آن را تلخیص نموده و عدة الحصن نام کرده است و به سال ٨٣١ نیز شرحی بر مشکلات کتاب الحصن نوشته است . ٤- الدرة المضیئة فی قرائات الائمة الثلثة المرضیة این تکمله ٔ قصیده ٔ شاطبیه و بهمان وزن و قافیت و ٢٤١ بیت است و درقاهره چاپ شده . ٥- ذات الشفاء فی سیرة النبی و الخلفاء. ٦- ذیل مرآت الزمان سبط ابن جوزی . ٧- الزهر الفائح فی ذکر من تنزه عن الذنوب و القبائح که در قاهره چاپ شده . ٨- شرح الحصن که بدان اشاره شد. ٩- طیبات النشر فی القراآت العشر که منظومه ای است هزار بیتی ودر قاهره به چاپ رسیده است . ١٠- عدة الحصن که بدان اشاره رفت . ١١- عقد اللئالی فی الاحادیث المسلسلة العوالی . ١٢- کفایة الالمعی فی آیة یا ارض ابلعی . ١٣- مفتاح الحصن که بدان اشاره شد. ١٤- المقدمة الجزریة فی التجوید که در مصر و تبریز چاپ شده . ١٥- منظومه ای در هیئت . ١٦- النشر فی القراآت العشر و ظاهراً همان کتاب طیبات است . ١٧- الهدایة الی معالم الروایة. ١٨- هدایة المهرة فی زیادة العشرة. بعضی از ارباب تراجم نام پدر وی را ابراهیم نوشته اند و در قاموس الاعلام ترکی تاریخ وفاتش ٧٣٣ هَ . ق . ضبط شده و این اشتباه یاناشی از سهو و خطای کاتب و یا چاپخانه است بلی محمدبن ابراهیم جزری از جمله ٔ مورخین است . رجوع به هدیة الاحباب ص ١١٩ و کنی و القاب قمی ج ٢ ص ١٣٠ و قاموس الاعلام ج ٣ ص ١٧٠٢ و ریحانة الادب ج ١ ص ٢٦٥ و ابن جزری شود.
فرهنگ واژگان سره
خواننده