قاسم آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاسم آباد. [س ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ خاوری شهرستان رفسنجان . در ٦٠٠٠گزی خاور رفسنجان و ٧٠٠٠گزی شمال شوسه ٔ رفسنجان به کرمان . در جلگه واقع و سردسیر است . سکنه ٩٤٥ تن، آب آن از قنات، محصول آن غلات، پسته، پنبه، لبنیات، شغل مردم آن زراعت و گله داری است . راه فرعی و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
قاسم آباد. [ س ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج . در ٣٢٠٠٠گزی شمال باختر زراب و ٨٠٠٠ گزی شوسه ٔ مریوان به سنندج . موقع جغرافیائی آن کوهستانی و سردسیر است . سکنه ٔ آن ٥٥ تن . آب آن از چشمه . محصول آن غلات، لبنیات، توتون . شغل اهالی زراعت، گله داری و ذغال فروشی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
قاسم آباد. [ س ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شش ده قره بلاغ بخش مرکزی شهرستان فسا. در ٤٩هزارگزی خاور فسا و دوهزارگزی راه فرعی فسا به داراکوبه و در جلگه واقع است . هوائی معتدل و ٢٧٠ تن سکنه دارد. آب آن از چاه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالی و گلیم بافی است . دبستان و راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).