قاسم جنابذی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاسم جنابذی . [ س ِج ُ ب َ ] (اِخ ) (امیر) ابن امیرسید جنابذی است، طبع نیک دارد در این اوقات (دوران مؤلف مجالس النفائس ) در صفت بهار مثنوی ابداع کرده، و از آنجا بسیار قوت طبع او فهم میشود. این اشعار در وصف بهار از اوست : صنوبر زده شانه گیسوی خویش کشیده دل عالمی سوی خویش عیان شاخ گل زآب صافی ضمیر چو قد بتان در قبای حریر قد سرو و آب از درخشندگی بود خضر و سرچشمه ٔ زندگی . (ترجمه ٔ مجالس النفائس چ بانک ملی ص ٦، ٧، ٨، ١٣٩، ١٤٠). رجوع به قاسمی گنابادی شود.