قاسم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاسم . [ س ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن فاخربن محمد اصفهانی . از علماء. وی در سلسله ٔ سند حدیثی است که از رسول خدا روایت شده و درباره ٔ قدمت کلام خدا است . (ذکر اخبار اصبهان چ لیدن ج ٢ ص ١٦١).
قاسم . [ س ِ] (اِخ ) ابن محمدبن قاسم . رجوع به قاسم کنون شود.
قاسم . [ س ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن قاسم، مکنی به ابوبکر و ملقب به سنگ دانگ . از محدثان است . (ذکر اخبار اصبهان چ لیدن ج ٢ ص ١٦٣).