قاش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معینقاش (ص مر. ق مر.) پاره پاره، قطعه قطعه.مترادفها و واژههای مرتبطبرش، ترک، قاچ، کرج، لزگه، لغزهواژه قبلی: قاسیواژه بعدی: قاشر