واژه جو

قاضی راضی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قاضی راضی . (اِخ ) ابن قاضی مسعود از شعرا و دانشمندان است که دراکثر علوم تسلط داشت . وی سفری به هندوستان کرد و ازعنایات اکبرشاه برخورداری یافت . این بیت او راست : بر من شب هجران تو رحم است که چون شمع میسوزم و جان میدهم و چاره ندارم . (از قاموس الاعلام ترکی ).

معنی قاضی راضی | واژه جو