واژه‌جو

قالبک زن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قالبک زن . [ ل َ / ل ِ ب َ زَ ] (نف مرکب ) چیت ساز. قلمکارساز. کسی که پارچه ها را نقش قلمکاری زند : قالبک زن چون رخ والا منقش می کند بهر شلوار زرافشان خاطرم خوش می کند. نظام قاری (دیوان ص ٥٧). نقش والای لطیف قلفی گر بیند قالبک زن سزد ار نقش نخواند در کار. نظام قاری (دیوان ص ١٤).

معنی قالبک زن | واژه‌جو