قاله قاله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاله قاله . [ ل َ ل َ ] (اِ مرکب ) در اصل قال قال بصیغه ٔ ماضی است و چون در شعر فارسی حرف آخر متحرک نمی آید جهت اظهار حرکت لام هاء به آن لاحق کرده و چنین استعمال نموده اند. (آنندراج ). قال قال . منازعة. مناقشة. (ناظم الاطباء) : رسوائی میرک کبابی عالم بگرفت قاله قاله . حکیم شرف الدین شفائی (از آنندراج ).