قانون کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قانون کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) رسم کردن . معمول نمودن . آئین نهادن . قاعده گذاردن . (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قانون کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) رسم کردن . معمول نمودن . آئین نهادن . قاعده گذاردن . (ناظم الاطباء).