واژه جو

قاپان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قاپان . (ترکی اِ) قپان . کپان : یکی دیبا فروریزد ز رزمه یکی دینار برسنجد بقاپان . عنصری . رجوع به قپان شود.

معنی قاپان | واژه جو