واژه جو

قایق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قایق . [ ی ِ ] (ترکی، اِ) کشتی . (آنندراج ). کرجی . بلم . ناوچه . زورق . قُفَّه . طراده .لتکا. قارب . ترکیبات : قایق ران . قایق رانی . قایقچی .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی قایق | واژه جو