قایم مقام/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. مَ) [ ع. قائم مقام ] (اِمر.) جانشین.مترادفها و واژههای مرتبطجانشین، خلیفه، مباشر، نایب، نماینده، وارث، وکیلواژه قبلی: قایم شدنواژه بعدی: قایم موشک