قباب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قِ) [ ع. ] (اِ.)گنبد و هر بنای گرد. ج. قبه.واژه قبلی: قباارخالقیواژه بعدی: قبابستن