قباتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قباتی . [ ق َ تی ی ] (ص نسبی ) شبه نسبت است به قبات . (سمعانی ). رجوع به قبات شود.
قباتی . [ ق َ تی ی ] (اِخ ) عبدالصمدبن ظفربن قبات حلبی مکنی به ابونصر از محدثان و مردی صالح بوده و به سماع حدیث میل وافر داشته . سمعانی گوید: وی با ما از استادان حدیث شنیده و از بزرگانی چون ابوالمعالی محمدبن یحیی بن علی قرشی قاضی و ابوالحسین علی بن عبدالرحمان بن عیاض صوری و جز ایشان احادیث نوشته من او را به سال ٤٣٩ هَ . ق . ترک کردم و در این سال او در قید حیات بود. (سمعانی ).