قباق تپه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قباق تپه . [ ق َ ت َ پ ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش سنجابی کرمانشاه . واقع در ٤٠٠٠گزی جنوب خاوری کوزران و کنار راه فرعی کوزران به چهارزیر و موقع جغرافیائی آن دشت و سردسیر است . سکنه ٔ آن ١٦٤ تن میباشد. آب آن از چاه و محصول آن غلات و حبوبات دیم، لبنیات وشغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. تابستان اتومبیل می توان برد. زمستان اکثر برای تعلیف احشام به گرمسیر حدود نفت شاه میروند. از آثار ابنیه ٔ قدیم تپه ای دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
قباق تپه . [ ق َ ت َ پ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مهربان بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان . واقع در ٤٤٠٠٠گزی باختر قصبه ٔ کبودرآهنگ و ٢٠٠٠گزی باختر شوسه ٔ بیجار به همدان و موقع جغرافیائی آن تپه ماهور و سردسیر است . سکنه ٔ آن ٥٣٦ تن میباشد. آب آن از قنات و محصول آن غلات دیم، لبنیات، مختصر انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان، قالیبافی است . راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
قباق تپه . [ ق َ ت َ پ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حاجیلو بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان . واقع در ٢٣٠٠٠گزی شمال باختری قصبه ٔ کبودرآهنگ و کنار راه اتومبیل رو کبودرآهنگ به مهربان و موقع جغرافیایی آن جلگه و سردسیر است . سکنه ٔ آن ١٢٠٠ تن است . آب آن از قنات و محصول آن غلات، انگور، لبنیات، حبوبات، صیفی و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است . راه اتومبیل رو و شش باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).