قبذاقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبذاقی . [ ق َ ] (ص نسبی ) نسبت است به قبذاق . (معجم البلدان ). رجوع به قبذاق شود.
قبذاقی . [ ق َ ] (اِخ ) یوسف بن مفضل بن حسن انصاری مکنی به ابوالولید از عالمان است . سلفی در اسکندریه وی را ملاقات کرده و از او حدیث نوشته است . (معجم البلدان ).