قبط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبط. [ ق ُ ] (اِخ ) ابن حام بن نوح . مؤلف تاریخ گزیده آرد: حام را شش پسر بود یکی ازآنان قبط است . (از تاریخ گزیده چ لندن ج ١ ص ٢٨).
قبط. [ ق ِ ] (اِخ ) دودمانی است از حمیر. (الانساب ).
قبط. [ ق ِ ] (اِخ ) رجوع به قفط شود.