قبق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبق . [ ق َ ] (اِخ ) نامی است که جغرافی نویسان عرب به سلسله جبال قفقازداده اند و اگرچه برخی کوه قاف را با آن یکی میداننداما همریشه بودن آن با قفقاز مسلم است و ظاهراً اصل آن مأخوذ از یونانی است . (از قاموس الاعلام ترکی ).
قبق . [ ق َ ب َ ] (ترکی، اِ) دارکدو. و آن را برجاس نیز مینامند. (از بهار عجم ) : ای از خجل کل طویل احمق طفلان مناره را قدت داد سبق زان قامت افراخته آویخته شد نه دبه ٔ چرخ چون کدوئی ز قبق . میرالهی همدانی (از آنندراج ).