قبول کردن دعوی
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
صلاحیت دادگاه را اعلام کردن، قضاوت کردن، رأی دادن، حکم دادن، فتوی دادن، قضاوت کردن، تشخیص دادن خلاصه دعوی را بیان کردن، رای صادر کردن، تسلیم به دادگاه کردن بهاجرا گذاشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
صلاحیت دادگاه را اعلام کردن، قضاوت کردن، رأی دادن، حکم دادن، فتوی دادن، قضاوت کردن، تشخیص دادن خلاصه دعوی را بیان کردن، رای صادر کردن، تسلیم به دادگاه کردن بهاجرا گذاشتن