قبیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبیده . [ ق ُ ب َ دَ / دِ ] (اِ) نام حلوائی است . قبیطه معرب آن است . (آنندراج ) : تا سرین از فرق، نعمت خانه ٔ انگیز بین لب قبیده بوسه شفتالو وپستان همچو نار. ملافوقی یزدی (از آنندراج ). رجوع به قبیته و قبیطاء شود.