قبیل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- جماعت، گروه. ۲- گونه، ن وع. مثل: از این قبیل کتابها.مترادفها و واژههای مرتبطجور، شبیه، گونه، مانند، مثل، نظیر، نوعجنس، قماشجماعت، دسته، گروهواژه قبلی: قبیحواژه بعدی: قبیله