قتادی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قتادی . [ ق ُ دا ] (ع ص ) ابل ٌقُتادی ̍؛ شتران دردگین شکم از خوردن قتاد. (منتهی الارب ). شترانی که از خوردن قتاد درد شکم گرفته باشند.(ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به قتاد شود.
قتادی . [ ق َ دی ی ] (اِخ ) اسبی بود مر خزرج را و این به قتاده منسوب نیست . (منتهی الارب ).