قتبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قتبی . [ ق ُ ت َ بی ی ] (اِخ ) عبداﷲبن مسلم بن قتیبه دینوری نویسنده ای است از مردم دینور که در بغداد سکونت گزید تألیفاتی دارد. او راست : ١ - غریب الحدیث . ٢ - مختلف الحدیث . ٣ - المعارف . ٤ - مشکل القرآن . ٥ - مشکل الحدیث . ٦ - ادب الکاتب . ٧ - عین الاخبار و الانوار و جز اینها از کتابهای سودمند و نیکو. وی از اسحاق بن راهویه و محمدبن زیاد زیادی و ابوحاتم سجستانی و ابوالخطاب زیادبن یحیی حسانی و احمد و عبیداﷲبن عبدالرحمان سکری وابراهیم بن محمدبن ایوب صانع و عبداﷲبن جعفربن درستویه فارسی و عبیداﷲبن احمدبن بکر روایت دارد و از او ابوسعید حیثم بن کلب شاشی ادیب روایت کند. گویند پدر وی از مردم مرو بوده ولی خود او در بغداد تولد یافته و در دینور مدتی اقامت کرد. و به آنجا منسوب گردیده است . وی به مرگ ناگهانی در رجب سال ٢٧٦ هَ .ق . و یاذی القعده ٢٧٠ هَ . ق . وفات یافت . (انساب سمعانی ).
قتبی . [ ق ُ ت َ بی ی ] (اِخ ) عبدالواحدبن احمدبن عبداﷲبن مسلم بن قتیبه ازمحدثان است . وی به سال ٢٧٠ هَ . ق . در بغداد به دنیا آمد و به مصر سکونت گزید و در آنجا از پدر و جد خود روایت کرد. ابوالفتح عبدالواحدبن سرور بلخی که مردی ثقة است از او روایت شنیده است . (انساب سمعانی ).
قتبی . [ ق ُ ت َ بی ی ](ص نسبی ) نسبت است به تیره ای از باهلة. (سمعانی ).