قتب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قتب . [ ق ِ ] (ع اِ) روده . ◄ ساز و ساخت آبکش . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ هرچه گرد باشد از شکم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ خوی گیر که زیر پالان بر پشت ستور نهند. ◄ خوی گیر خرد بقدر کوهان شتر. ◄ پالان . ◄ پالان خرد. ج، اقتاب . (منتهی الارب ).
قتب . [ ق َ ت َ ] (ع اِ) پالان . (ناظم الاطباء). اکاف . و گویند: قَتَب از قِتب بیشتر استعمال میشود. (از اقرب الموارد). پالان خرد به اندازه ٔ کوهان شتر. ج، اقتاب . (از اقرب الموارد).
قتب . [ ق َ ت ِ ] (ع ص ) مرد تنگدل زودخشم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).