قتیبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قتیبة. [ ق ُ ت َ ب َ ] (اِخ ) ابن سعدبن راهویه از راویان صحیح مسلم است . (تاریخ گزیده چ لندن ص ٨٠٠).
قتیبة. [ ق ُ ت َ ب َ ] (اِخ ) ابن سعید از محدثان است . وی از مالک بن انس روایت میکند. (منتهی الارب ).
قتیبة. [ ق ُ ت َ ب َ ] (اِخ ) ابن مسلم باهلی وی در زمان عبدالملک بن مروان (٦٥ -٨٥ هَ .ق .) از طرف حجاج بن یوسف به حکومت خراسان منصوب شد. حجاج به سال ٨٥ یزیدبن مهلب را از خراسان معزول کرد و خراسان قتیبةبن مسلم را داد. در زمان ولیدبن عبدالملک مروان قتیبه از خراسان به ترکستان رفت و سکندریه را با جنگ گرفت و به سال ٨٧ از آنجا خواسته ٔفراوان آورد و بتان زرین و سیمین و از آن جمله بت زرین بود دویست و پنجاه هزار مثقال، همه ٔ بتان را بگداخت و بر لشکر بخش کرد بعد از آن بخارا و سمرقند و سغد و جاج و فرغانه که شهرستان آن را کاشان خوانند و خوارزم و دیگر ولایات ترک در فرمان خود آورد و به خراسان آمد و مرو دارالملک ساخت . در زمان سلیمان بن عبدالملک قتیبه با قوم کاشعر تمیمی به جزیت صلح کرد و بر سلیمان عاصی شد و لشکر بر او بیرون آمدند وکیعبن ابی شوریر تمیمی را بر خود امیر کردند وکیع با قتیبه جنگ کرد و کشته شد و از آن همه لشکر که با او بودند یک کس بیش نرست . سلیمان در عراقین و خراسان و ترکستان با قتیبه جنگ کرد. قتیبه در ترکستان فتح ها کرد و قلاع و بلاد مسخر گردانید و فتح گرگان و طبرستان که هیچ پادشاه از اکاسره و خلفای اسلام را دست نداده بود او رامیسر شد و چندان خواسته یافت که هزار هزار دینار زرسرخ خمس آن بود و در این معنی نامه ای به سلیمان می نوشت . وزیرش صالح بن عبداﷲ گفت ذکر مبلغ مکن مبادا بر تو حجت نشیند. وی بنوشت و بعد از مرگ سلیمان از آن زحمت دید. (تاریخ گزیده چ لندن ص ٢٧٢، ٢٧٣، ٢٧٦، ٢٧٧، ٨٣٩). دوران خلافت عبدالملک و حکومت عمال ستم پیشه ٔ او یعنی حجاج بن یوسف ثقفی و قتیبةبن مسلم باهلی زمان شدت تعصب عربی و دوره ٔ محنت و خواری مسلمین غیرعرب است، مظالم بیست ساله ٔ حجاج و خونریزیها و خانمانسوزیهای قتیبه در خراسان و ماوراءالنهر تسلط عربی یعنی بنی امیه را که هنوز درست در این نواحی ریشه ندوانیده بود قوت داد و بسیاری از ایرانیها و آثار و کتب ایشان را یا به اسم ملت پرستی و ایران دوستی و یا بنام طرفداری از مخالفین بنی امیه نابود ساخت . (خاندان نوبختی تألیف عباس اقبال ص ٦٣ و ٦٤). و رجوع شود به احوال و اشعار رودکی سمرقندی ص ٢٥٤، ٢٥٥، ٢٥٦، ٢٥٧، ٢٥٨.