قجر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قجر. [ ق َ ج َ ] (اِخ ) مخفف قاجار. نام ایلی است که قریب یک قرن و نیم در ایران سلطنت کردند. رجوع به قاجاریه شود. ◄ (اِ) نام یک آهنگ دستگاه شور است . (فرهنگ نظام ).
قجر. [ ق َ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باباجانی، بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان . در ٣٢٠٠٠ گزی جنوب خاوری ده شیخ کنار رودخانه ٔ زمکان واقع است و موقع آن کوهستانی و معتدل و سکنه ٔ آن ١٥٠ تن است . آب آن از رودخانه ٔزمکان تأمین میشود. محصولات آنجا غلات، حبوبات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. ساکنین از طایفه ٔ باباجانی هستند. غلات در دشت صرنابه عمل می آورند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).