قحاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قحاد. [ ق ِ ] (ع اِ) ج ِ قَحَدَ. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به قحده شود.
قحاد. [ ق َح ْ حا ] (ع ص ) مردتنها بی برادر و بی پسر. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قحاد. [ ق ِ ] (ع اِ) ج ِ قَحَدَ. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به قحده شود.
قحاد. [ ق َح ْ حا ] (ع ص ) مردتنها بی برادر و بی پسر. (منتهی الارب ) (آنندراج ).