قحبه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قَ بَ یا بِ) [ ع. قحبه ] (ص.) زن بدکار، روسپی.مترادفها و واژههای مرتبطجلب، خودفروش، روسپی، غردل، فاحشه، لچن، لکاته، معروفه، هرجاییواژه قبلی: قحواژه بعدی: قحبگی