واژه جو

قحزم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قحزم . [ ق َ زَ ] (اِخ ) نام مردی است . (منتهی الارب ). قحزم بن عبداﷲ اسوانی مکنی به ابوحنیفه اصلش قبطی و از بزرگان اصحاب شافعی است که از وی تعلیم گرفته است . او در اسوان اقامت گزید و بمذهب شافعی سالها فتوی داد و به سال ٢٧١ هَ . ق . در همان شهر وفات کرد. (حسن المحاضره فی تاریخ مصر و القاهره ص ١٨١).

معنی قحزم | واژه جو