واژه جو

قحوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قحوان . [ ق ُ ] (ع اِ) بابونه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). اُقحُوان . ج، اَقاحی و اِقاح . مصغر آن اُقَیْحی . (آنندراج ). گیاهی است که شکوفه ٔ آن سفید است و برگهای شکوفه ٔ آن ریز و سفید مانند دندان است که دندان را بدان تشبیه کنند. (المنجد).

معنی قحوان | واژه جو