قدرت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قُ رَ) [ ع. قدره ] (مص ل.) توانایی داشتن، توانستن.مترادفها و واژههای مرتبطتوان، زور، قوت، قوه، نیرواستطاعت، تاب، توانایی، طاقت، وسعزبردستی، مقاومت، نیرومندی، هنگ، یاراواژه قبلی: قدر قدرتواژه بعدی: قدرمایه