قدم
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(قَ دَ) [ ع. ] ۱- (اِ.) پای، گام. ج. اقدام. ۲- واحد مسافت و آن فاصله میان دو پایه یک فرد متوسط است به هنگام راه رفتن. ۳- (اِمص.) عمل، کار. ۴- ثبات و پایداری. ؛~رنجه فرمودن کنایه از: تشریف آوردن. ؛~ کسی سبک بودن کنایه از: الف - خوش قدم بودن. ب - با آمدن خود موجب رونق کسب و کار شدن.
(ق دَ) [ ع. ] (حامص.) ۱- سابقه در کار. ۲- قدیم بودن، ضد حدوث.