قرارداد منعقد کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
قرارداد بستن، محضر رفتن، محضری کردن، عهدهدار شدن پیشفاکتور دادن پیمان بستن، قول دادن پذیرفتن، موافقت کردن، توافق کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
قرارداد بستن، محضر رفتن، محضری کردن، عهدهدار شدن پیشفاکتور دادن پیمان بستن، قول دادن پذیرفتن، موافقت کردن، توافق کردن