قرارگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرارگاه . [ ق َ ] (اِ مرکب ) مسکن و منزل و خانه و مأوا. جایی که در آن قرار گیرند. جای استراحت و آرامش . آرامگاه . آنجا از خانه که محل استراحت و آرامش است . (ناظم الاطباء) : اقبال مطیع و بخت منقاد آمد به قرارگاه میعاد. نظامی . روزی که از این قرارگاهت تدبیر بود به عزم راهت . نظامی . هر روز مسافری ز راهی کردی بر او قرارگاهی . نظامی . ترا به کوی اجل هم قرار خواهد بود قرارگاه تو دارالقرار خواهد بود. سعدی .