واژه جو

قراقروط

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قراقروط. [ ق َ ق َ ] (ترکی، اِ مرکب ) اسم ترکی مصل است . رخبین . و گفته اند مصل است . (فهرست مخزن الادویه ). و رجوع به قره قروت شود.

معنی قراقروط | واژه جو