واژه جو

قراقچی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قراقچی . (مغولی، ص مرکب، اِ مرکب ) محافظ: و محافظان که قراقچیان گویند بر سر راهها نشانده بود. (جهانگشای جوینی ).

معنی قراقچی | واژه جو