واژه جو

قرال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قرال .[ ق َ ] (ترکی، اِ) رئیس . (استینگاس ) (ناظم الاطباء). ◄ پادشاه . (استینگاس ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ فرمانده . (ناظم الاطباء). ◄ سردار. ◄ مهتر قوم . (آنندراج ).

معنی قرال | واژه جو