قرام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرام . [ ق ِ ] (ع اِ) بریدن جای بینی ستور.(منتهی الارب ) (آنندراج ). الموضع الذی یقرم من انف البعیر. (اقرب الموارد). ◄ پرده ٔ سرخ بانگار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ جامه از پشم رنگین نگارش . (منتهی الارب ). بمعنی پرده ٔ رنگین و منقش نیز نوشته اند. (غیاث اللغات ). جامه از ابریشم رنگین نگارین . (آنندراج ). ◄ پرده ٔ تنک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (بحر الجواهر). پرده ٔ باریک و تنک . (غیاث اللغات ). ◄ چادرشب . (دهار).