قران
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(قِ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- به هم نزدیک شدن، به هم پیوستن. ۲- اجتماع دو سیاره در یک بُرج.
(قِ) (اِ.) واحد پول ایران در عهد قاجاریه و اوایل پهلوی و آن مسکوکی نقره بود به وزن ۲۴ نخود، معادل یک ریال کنونی. ؛یک ~ را دو قران کردن با زحمت بسیار سودی به دست آوردن.