قراکند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قراکند. [ ق َ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان چاردولی بخش اسدآباد شهرستان همدان واقع در ٢٥٠٠٠ گزی شمال قصبه ٔ اسدآباد و ٦٠ هزارگزی جنوب باختر شوسه ٔ همدان به قروه . موقع جغرافیایی آن کوهستانی سردسیر و سکنه ٔ آن ٢٩ تن است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، انگور، صیفی و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است . راه مالرو دارد. طایفه ٔ چمور تابستان برای تعلیف احشام به آنجا میروند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
قراکند. [ ق َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آختاچی بوکان بخش بوکان شهرستان مهاباد. واقع در١٤٠٠٠گزی شمال باختری بوکان و ١٣٥٠٠گزی باختر شوسه ٔبوکان به میاندوآب . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل و مالاریایی است . سکنه ٔ آن ٣٠٢ تن است . آب آن ازسیمین رود و محصول آن غلات، توتون، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
قراکند. [ ق َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان . واقع در ٢٨٠٠٠گزی باختر رزن و ١٨٠٠٠گزی شمال کبودراهنگ . موقع جغرافیایی آن جلگه و سردسیر است . سکنه ٔ آن ٤٤٤ تن است . آب آن از رودخانه ٔ دمق، محصول آن غلات، شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان گلیم بافی است . راه مالرو دارد و تابستان از کبودراهنگ اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).