قراگل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قراگل . [ ق َ گ ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان قراتوره ٔ بخش دیواندره ٔ شهرستان سنندج واقع در ٤٠٠٠٠ گزی شمال خاور دیواندره بین آب باریک و قلعه کهنه . موقع جغرافیایی آن کوهستانی سردسیرو سکنه ٔ آن ٣٩٠ تن است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات، توتون، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
قراگل . [ ق َ گ ُ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان حاجیلو از بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان واقعدر ٢١٠٠٠ گزی شمال باختری قصبه ٔ کبودرآهنگ و ٤٠٠٠ گزی شمال پیرانبار. موقع جغرافیایی آن جلگه ٔ معتدل و سکنه ٔ آن ٥٥٠ تن است . آب آن از قنات و رودخانه ٔ مبارک آباد و محصول آن غلات، لبنیات، حبوبات، انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری است . تابستان از سردارآباد اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
قراگل . [ ق َ گ ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان حسین آباد بخش حومه ٔ شهرستان سنندج کنار راه واقع در ٣٨٠٠٠ گزی شمال خاوری سنندج کنار راه شوسه ٔ جدید سنندج به سقز. موقع جغرافیایی آن کوهستانی سردسیرو سکنه ٔ آن ١٢٥ تن است . آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آن غلات، حبوبات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . به اصطلاح محل قراول میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).